تبليغاتX
خاطرات روزانه ابوعمار
 
   
     
 
 
  دیروز به سفری رفته بودم هنگام بازگشت وقتی به کلبه درویشی مراجعه کردم یکبار دیگر دیدم که نوشته اند

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد

 

در تعجب و حیرت فرو می روم مگر من چه نوشته بودم که بازهم دوستان بشدت تنگنظر ما آنرا فیلتر کردند؟

در وبلاگ قبلی گفتم شاید لینکهای آن اشکال داشت در این یکی چی بود؟

به این نتیجه می رسیم که حرف بعضیها کاملا درست است که می گویند برادران ما تنگ نظر اند و حاظر نیستند هیچ حرفی را بشنوند.

آدرس وبلاگ جدید ما این است دوستانی که علاقه داستند می توانند مراجعه فرمایند:

 http://majd21.blogfa.com/

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
  شایعه آزادی مولانا احمد حفظه الله

جناب مولانا احمد که حدود سه ماه قبل بازداشت شده اند همچنان در زندان به سر می برند. برادر بزرگشان یک بار توانسته با وی ملاقات نماید و دو سه مرتبه نیز به منزلشان زنگ زده اند.

شایعاتی پخش شده مبنی بر اینکه به زودی ایشان و دیگر علمای زندانی آزاد می شوند . امیدواریم چنین بشود و همه زندانیان آزاد شوند .

جهت استقبال از مهمانان به فرودگاه زاهدان رفته بودیم

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

اسراف کاری برخی از بندگان خدا

یکی از دوستانی که خود را معتمد یک قومی می داند به دنبالم آمده بود و گفت بیا برویم مشکلی پیش آمده .  پرسیدم چه مشکلی گفت فلان آقا زنش را طلاق داده است .

رفتیم آنجا تعدادی از خویشاوندان دو طرف جمع شده بودند. برای من تعریف کردند که بر سر یک مسئله بسیار جزیی بین این زن و شوهر اختلاف افتاده و منجر به طلاق شده یعنی آن مرد عصبانی شده و زنش را طلاق داده است.

در چنین مواقعی من نظرم آن است که تا جاییکه ممکن است تلاش نموده راهی برای ادامه زندگی آنان پبدا کنم . من آن بنده خدا را قبلا ندیده بودم اما حدس زدم آدم پولداری است  از او پرسیدم جناب حاج آقا شما چطوری طلاق دادید ؟ چه گفتید؟ او گفت آقای مولوی اگر کسی بخواهد بر روی کسی تیر اندازی کند بگونه ای بزند که دیگر زنده نماند . من زنم را طوری طلاق داده ام که راهی وجود ندارد پشیمان هم نیستم.

گفتم پس وقتی مسئله تمام است مسایل دیگر را باید روشن نماییم . مهریه او و همینطور وضعیت بچه ها .

در مورد بچه ها که سه نفر بودند ، گفت : من برای آنان خانه ای کرایه می کنم و خرجشان را می دهم و مادرشان آنان را نگهداری کند. من فورا قلم و کاغذ آماده نموده و یادداشت کردم . کرایه منزل بر عهده حاج فلانی است . پول آب و  برق چی ؟ گفت پول آب و برق را هم من می دهم اما پول تلفن را نمی دهم زیرا این خانم دو صفر زیاد می گیرد ( یعنی با خارج تماس می گیرد) .

خرجی چقدر می دهی؟ گفت هر چه تو بگویی . گفتم من از وضعیت شما و نحوه زندگی شما اطلاعی ندارم لذا من نمی توانم چیزی بگویم خودتان بگویید . خیلی اصرار و تعارف زیاد کردند که من رقم را تعیین کنم اما من قبول نکردم البته در ذهنم فکر کردم  اگر زیاد تعارف کنند من بگوییم برجی یکصد هزار تومان .

بعد از اصرار فراوان بالاخره آن مرد گفت من از چهارصد تومان بیشتر نمی توانم بدهم ! من بشدت تعجب نمودم همسر مطلقه اش که نشسته بود بلند شد و داد زد اگر از یک ملیون کمتر بدهی من برایت بچه نگهداری نمی کنم. تعجبم چند برابر شد.
بالاخره با وساطت حاضرین مبلغ چهارصد و پنجاه هزار تومان به عنوان خرجی تعیین شد.

بعد از ختم ماجرا به آن حاج آقا گفتم واقعا حیف نیست این اسرافکاریها ؟ مگر این پولها مفت بدست آمده ؟

حرف مرا تایید نمود و گفت هر روزی که این خانم به بازار می رفت فلان مبلغ می برد و همه را خرج می کرد لباسهای ما یکبار مصرف بودند..

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مشکلات من با کار فرهنگی

آنچه سبب دلسردی من شده

برخی از دوستان از من می پرسند چه شده که مطلب انتقادی نمی نویسی؟ مشکلی پیش آمده؟ و...

عرض کنم من از هیچ کس و هیچ چیزی (جز خدای یکتا) کوچکترین ترس و واهمه ای  ندارم اما چیزی که مقداری سبب دلسردی من شده کم لطفی دوستان بود. از عصبانیت و ناراحتی دوستان حکومتی هیچ ناراحت نشدم زیرا من از آنان (انتقاد کرده بودم و )  انتظاری جز این نداشتم اما  از جانب دوستان اینوری انتظار تشویق و کمک داشتم .

روش کاری که برای خودم ترسیم نموده بودم این بود که از تصاویر علما استفاده کنم تا مردمی که دور هستند یا در همینجا هستند اما قادر نیستند علمای بزرگوار ما را ملاقات کنند آنان را از نزدیک ببینند. و بهر شکلی مردم هر چه بیشتر با علمای کرام آشنا شوند.

با آنکه من از هرکسی تصویری می گرفتم قبلا اجازه می گرفتم و می گفتم برای کجا می خواهم استفاده کنم اما باز هم بسیاری از آن بزرگواران که معنی این کارها را نمی فهمیدند بشدت احساس ناراحتی می نمودند در هر مجلسی که من وارد می شدم همه راست می نشستند و حالت عجیب و غریب می گرفتند.

تا جاییکه یک عده از این بزرگان به مولانا گفته بودند چرا جلوی اینرا نمی گیرید که عکس علمای بزرگوار را نشر می کند. یک عده هم از مریدان آن علما و کاسه های داغتر از آش که با کامپیوتر سر و کار دارند برای من پیامهایی می نوشتند که چرا شما تصاویر علما را انداختید اداره فلان از همین طریق آنان را شناسایی می کند. یعنی از دیدگاه این بندگان خدا اداره فلان اینقدر بی اطلاع است که با دیدن تصویر من بفهمند بله مولانا فلان هم در ایران زندگی می کند.

من وقتی از این مطلب مطلع شدم گفتم مگر من بیکارم که ( به چندین شکل هزینه بپردازم و مجانی)  برای کسانی تبلیغ کنم که ناراحت بشوند؟

گفتم ایرادی ندارد از این پس سراغ دوستان غیر عالم می روم. یعنی دوستان بی عمامه .

سراغ آن دوستان رفتم . آنجا هم بی مشکل نبود. اگر عکس کسی جالب نبود زنگ می زدند اینرا حذفش کن.

یک جایی به چند تن از علمای جوان و مدل جدید که از دوستان نزدیک بودند و در جریان کارهای من هم بودند،  برخورد می کنم که کت و شلوار فارسی پوشیده اند می گویم راست بنشینید که می خواهم از شما تصویری برای اینترنت بگیرم راست می نشینند و لبخند می زنند . وقتی تصویر را در وبلاگ می زنم می بینم دهها بار زنگ زده اند و با ناراحتی می گویند زود حذفش کن آبروی ما رفت.

نمی دانم چه کنم . با خود می گویم راهی نیست جز آنکه فقط از تصاویر قشنگ خودم استفاده کنم.

یک روز از یکی از علمای همکار و همسن و سال خودم یک انتقاد بسیار کوچک و البته بجا نمودم او بشدت عصبانی شد چندین جا دعوا کرد و چندین ماه است که از من قهر است . می گویم وقتی ما خودمان این اندازه از انتقاد بدمان می آید چرا از کردار دیگران انتقاد کنیم.

اینها مطالبی هستند که فعلا سبب خستگی بنده حقیر شده اند انشا الله بزودی حل شوند و راه درستی به ذهنمان بیاید.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

مشکل قالب

چند روزی این طرف و آنطرف مسافرتهایی داشتم و نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم . وقتی نظرات دوستان را نگاه کردم دیدم نوشته اند قالب اشکال دارد .

برای انتخاب قالب جدید تلاش نمودم بالاخره قالب خوبی گیر آوردم . بعد از انتخاب آن قالب متوجه شدم قسمت نظراتش اشکال دارد . هر چه سعی کردم که درستش کنم دیدم نمی توانم ناچار به یکی از دوستان زنگ زدم و مشکل را مطرح کردم ایشان قول دادند در اسرع وقت آن اشکال را بر طرف کنند. از آنجا که نظر دوستان مهم است بنا بر این مجبور شدم موقتا قالب دیگری انتخاب نمایم.

فعلا تا حدودی مشکل حل شد.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

سزای پرحرفی

پر حرفی چیز بدی است گاهی برای انسان سبب دردسر و ناراحتی می شود. هستند کسانی که بیجهت برای خود دردسر و ناراحتی ایجاد می کنند. ابن مفرغ شاعر معروف یمنی نمونه جالبی است.

ابن مفرغ اهل یمن بود ایشان همراه عباد بن زیاد (برادر عبیدالله بن زیاد ) در سیستان مستقر بود. آنان با ترکهای شمال سیستان مشغول جهاد بودند .

روزی علوفه چهارپایان کم یاب شد و برای اسبها علف گیر نمی آمد در این هنگام این مفرغ یک بیت شعر در مذمت عباد سرود. عباد شخصی بود که ریش خیلی بزرگ و گنجانی داشت. شعر ابن مفرغ این بود:

الا لیت اللحی کانت حشیشا              فنعلفها خیول المسلمینا

ای کاش ریشها گیاه بودند                که ما آنها را به خورد اسبهای مسلمانان می دادیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
  الهی

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
  رضایت الله

هدف انسان رضایت الله باشد

" من التمس رضی الله بسخط الناس کفاه الله مئونه الناس و من التمس رضی الناس بسخط الله وکله الله الی الناس "

پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم فرمودند: " هر کسی رضایت الله را بجوید با ناراض کردن بندگان - خداوند او را از زحمت بندگان کفایت خواهد کرد و هر کسی هدفش رضایت مردم باشد با ناراض کردن خداوند ، خداوند او را به مردم وا می گذارد " که هر قدر تلاش کند مردم از وی راضی نخواهند شد .

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تقوا

تقوا یعنی خدا را مد نظر قرار دادن و از خدا ترسیدن . یعنی در جایی که هیچ بنده ای انسان را نبیند انسان از ترس خدا گناه را ترک نماید. همانطوری که حضرت یوسف از ترس خدا در جایی که هیچ مانعی سر راهش نبود گناه نکرد.

دو جایزه برای متقین

خداوند دو جایزه برای متقین در نظر گرفته است

1-     در هنگام مشکلات خدا برایش راه باز می کند

2-     به او از جایی روزی می دهد که انتظارش را ندارد.

در احادیث است که اگر آسمان و زمین بهم بچسبند خداوند برای متقین راه خروج باز می کند.

و من یتق الله یجعل له مخرجا

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار
 
 
 

درسی از تاریخ

اعتراف به وجود خدا

الکساندر یاگودا فرمانده قدرتمند، رئیس پلیس و رئیس سازمان و اطلاعات شوروی و بازوی راست استالین صدها و هزاران تن از هموطنان و رفقای سازمانیش را به جوخه اعدام سپرد . او به مدت پانزده سال در سازمان ضد اطلاعاتی شوروی فعالیت نموده به ریاست سازمان امنیت کل کشور رسیده بود " یاگودا چشم و گوش استالین به شمار می رفت " در زمان یاگودا سازمان امنیت دارای قدرت و حاکمیت بیشتری گردید و امپراطوری عظیمی شامل بازداشتگاههای شکنجه و مرگ (مجمع الجزایر گولاک) گسترش سریعی نمود .

یاگودا برای به دست آوردن رضایت و خوشنودی استالین از هیچ جنایتی فرو گزار ننمود . بهترین دوستان و بزرگترین رهبران حزبی و بر جسته ترین یاران و همراهان لنین را به کشتن داد .

پیامبر خدا فرمودند: من اعان ظالما سلط الله علیه . (هر کسی ظالمی را یاری کند، خداوند همان ظالم را بر وی مسلط می سازد.)

" یاگودا در اوج قدرت و غرور نا گهان به جایی افتاد که خود او طی سالیان دراز هزاران بی گناه را به آنجا فرستاده بود .

 
 
   |    نوشته شده توسط ابوعمار ادامه مطلب ... | 
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور